بخش عمدهای از معرفتشناسیِ دینیِ معاصر را بحثهای پیرامون اعتبار یا عدم اعتبار دلیلگرایی تشکیل میدهد. بهطور کلی، در معرفتشناسیِ معاصر گرایشی به رد دلیلگرایی دیده میشود از این جهت که گفته میشود این دیدگاه معیاری بیش از حد سختگیرانه برای توجیه وضع میکند. در معرفتشناسیِ دینی مهمترین واکنش نسبت به دلیلگرایی را میتوان در معرفتشناسیِ بهساخته دید که با مبنایی شمردن برخی باورهای دینی داشتن دلیل کافی را برای آنها ضروری نمیداند و بدینسان دلیلگرایی را در زمینهی باورهای دینی رد میکند. در این نوشتار استدلال خواهد شد که: 1. دیدگاهی که باورهای دینی را مبنایی میشمارد نمیتواند به شیوة خردپذیری ایراد خودسرانگی را پاسخ گوید؛ درنتیجه، 2. مبنایی دانستن یک باور دینی به این معنا که یک باور مبنایی در کنار باورهای مبناییِ دیگر است قابلدفاع نیست؛ و 3. باورهای دینی را میتوان در معنایی دیگر مبنایی دانست: در معنای مبنایی برای کل دعویِ شناخت و نزدیک شدن به حقیقت (رد شکاکیّت بنیادین).
رمضانی,روحاله . (1391). معرفتشناسی دینی و گسترة گزارههای مبنایی بررسی و نقدِ دیدگاهی در معرفتشناسیِ بهساخته. جستارهای فلسفه دین, 1(2), 51-97.
MLA
رمضانی,روحاله . "معرفتشناسی دینی و گسترة گزارههای مبنایی بررسی و نقدِ دیدگاهی در معرفتشناسیِ بهساخته", جستارهای فلسفه دین, 1, 2, 1391, 51-97.
HARVARD
رمضانی روحاله. (1391). 'معرفتشناسی دینی و گسترة گزارههای مبنایی بررسی و نقدِ دیدگاهی در معرفتشناسیِ بهساخته', جستارهای فلسفه دین, 1(2), pp. 51-97.
CHICAGO
روحاله رمضانی, "معرفتشناسی دینی و گسترة گزارههای مبنایی بررسی و نقدِ دیدگاهی در معرفتشناسیِ بهساخته," جستارهای فلسفه دین, 1 2 (1391): 51-97,
VANCOUVER
رمضانی روحاله. معرفتشناسی دینی و گسترة گزارههای مبنایی بررسی و نقدِ دیدگاهی در معرفتشناسیِ بهساخته. فلسفه دین. 1391;1(2):51-97.