بازنمایی پیامبران در سینما: تقابل امر قدسی و روایت زمینی

نوع مقاله : مقاله کوتاه علمی

نویسنده

گروه معارف، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد رشت

چکیده
بازنمایی پیامبران در سینما همواره با چالش‌هایی جدی همراه بوده است؛ چالشی که ریشه در تفاوت بنیادین میان زبان دینی و زبان سینما دارد. در سنت‌های ابراهیمی، پیامبران به‌مثابه واسطه‌های الهی، حامل وحی و الگوهای اخلاقی، همواره با ویژگی‌هایی چون عصمت، قداست، و رازآلودگی همراه بوده‌اند. متون مقدسی همچون قرآن، تورات و انجیل، شخصیت پیامبران را در مقام تجلی امر قدسی بازمی‌نمایند؛ حال آنکه سینما به‌عنوان رسانه‌ای روایی و تصویرمحور، در فرایند بازنمایی، ناگزیر به بهره‌گیری از مؤلفه‌هایی همچون درام، روایت‌پذیری، و انسانی‌سازی است؛ عواملی که سبب می‌شوند تصویر پیامبران از ساحت فراانسانی و قدسی به سطحی ملموس، انسانی و گاه سکولار فروکاسته شود. این تفاوت تقابلی بنیادین میان امر قدسی در متون دینی و روایت زمینی در سینما ایجاد کرده است. از جمله چالش‌های اساسی در بازنمایی سینمایی پیامبران می‌توان به انسانی‌سازی بیش‌ از حد، فقدان شأن فرادینی، حذف معجزه و تقلیل آن به پدیده‌های طبیعی و گرایش به قرائت‌های سکولار اشاره کرد. چنین بازنمایی‌هایی، ضمن آن‌که به‌دنبال هم‌ذات‌پنداری مخاطب هستند، ممکن است به تقدس‌زدایی و تغییر بنیادین درک عمومی از چهره‌های پیام‌آور الهی بینجامند. افزون بر آن، قدرت سینما در شکل‌دهی به حافظه جمعی باعث می‌شود تصاویر خلق‌شده از پیامبران، در ضمیر مخاطبان به‌عنوان الگوهای واقعی و نهایی تثبیت شود؛ فرایندی که می‌تواند پیامدهای معرفت‌شناختی و فرهنگی مهمی به‌دنبال داشته باشد. با این وجود برخی نیز معتقدند با وجود خاستگاه سکولار و ذات روایت‌محور سینما، این رسانه به‌واسطۀ ظرفیت‌های منحصربه‌فرد زیبایی‌شناختی و نشانه‌شناختی خود، می‌تواند به محفلی برای تجربه دینی و مواجهه با امر قدسی بدل شود. سینما توانایی آن را دارد که نه‌فقط محتوای دینی را بازنمایی کند، بلکه افقی برای تجربه دین‌ورزانه مخاطب بیافریند و امکان برساخت تجربه‌ای قدسی برای او ا فراهم سازد. این مقاله با اتخاذ رویکردی میان‌رشته‌ای و تحلیلی، به واکاوی این تقابل می‌پردازد و تلاش دارد با مطالعه موردی فیلم‌های شاخصی همچون مصائب مسیح (2004)، نوح (2014)، خروج: خدایان و پادشاهان (2014)، آخرین وسوسه مسیح (1988)، زندگی برایان (1979) و محمد رسول‌الله (1976)، سازوکارهای روایی و بصری‌ای را بررسی کند که در فرایند بازنمایی پیامبران به کار رفته‌اند. با این حال، برخی آثار سینمایی با اتخاذ تدابیری هوشمندانه همچون حذف چهره پیامبران، استفاده از روایت غیرمستقیم، تمرکز بر واکنش شخصیت‌های پیرامونی، و بهره‌گیری از موسیقی و نورپردازی برای القای فضای قدسی، تلاش کرده‌اند تا تعادلی میان نیازهای زیبایی‌شناختی سینما و اقتضائات دینی حفظ کنند. نمونه موفق آن، فیلم محمد رسول‌الله ساخته مصطفی عقاد است که با پرهیز از بازنمایی مستقیم چهره پیامبر اسلام، توانسته است فضای معنوی اثر را حفظ کند و در عین حال با مخاطب سینمایی نیز ارتباط برقرار نماید. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که بازنمایی پیامبران در سینما نه‌تنها بازتابی از تقابل میان امر قدسی و روایت زمینی است، بلکه گویای تحولات عمیق در نگرش فرهنگی به مفاهیم دینی در عصر مدرن نیز می‌باشد. این مقاله بر آن است تا ضمن شناسایی چالش‌ها و فرصت‌های این بازنمایی‌ها، به بررسی نقش رسانه‌ای چون سینما در بازتعریف جایگاه پیامبران در فرهنگ معاصر بپردازد.

کلیدواژه‌ها