دانش آموخته دکترای مدرسی معارف اسلامی گرایش مبانی نظری اسلام-دانشگاه معارف اسلامی قم
چکیده
مساله تحقیق
از آنجا که صورتبندیها و قرائتهای مختلفی از برهان اختفای الهی وجود دارد که هریک، دارای ویژگیهایی میباشد، لازم است تمام این قرائتها در یک تقسیم بندی منطقی و یکپارچه بررسی شود؛ امری که در هیچکدام از آثار مربوط به این برهان، بیان نشده است.
روش تحقیق
این مقاله در صدد آن است که با روشِ تحلیلی – اسنادی، تمام تقریرهای مطرح از این برهان را استقرا و احصاء نموده و رویکردهای حاکم برآن ها را نیز مشخص نماید تا از این رهگذر، بتوان با یکپارچهسازیِ این قرائتها، جنبههایی که در نقد این برهان میبایست رعایت شود، مشخص گرداند.
یافتههای تحقیق
با بررسی انجام شده در این تقریرها مشخص میشود که تمام آنها به دو دسته کلیِ قیاسی و استقرایی تقسیمبندی میشوند؛ در این تقریرها دو رویکرد کلان برجسته است، برخی با رویکرد هستیشناختی به استدلال پرداختهاند و برخی با رویکرد معرفتشناختی؛ چه اینکه محور برخی تقریرها بر پایه بیان عدم وجود رابطه بین خدا و بنده است و اختفای الهی را از این جهت دانستهاند که در دو طرف رابطه، چنین تجربهای رخ نمیدهد. در دسته دیگر تقریرها، رویکرد معرفتشناسانه حاکم است؛ زیرا محور استدلالها بر پایه نشان دادن عدم وجود قرینه، شاهد و دلیلی بر وجود خدا- از جمله عدمتجربه حضور خدا-در زندگی انسانهاست.