نشریه جستارهای فلسفه دین (متعلق به انجمن علمی فلسفه دین ایران) در تاریخ 1391/03/06 با مجوز شماره 3050999 از وزارت محترم علوم، تحقیقات و فناوری درجه علمی- پژوهشی دریافت نمود. تلاش دست اندرکاران نشریه انتشار مقاله های تحقیقی و تحلیلی در حوزه مسائل دین پژوهی بوده و در این حوزه ها مقاله می پذیرد:
براهین اثبات وجود خدا؛
مساله شر؛
تجربه دینی؛
زبان دین؛
صفات الهی؛
معجزات؛
علم و دین؛
معرفت شناسی؛
پلورالیسم؛
ایمان و عقل؛
اخلاق.
مشخصات نشریه:
محل چاپ: ایران، تهران
ناشر: انجمن علمی فلسفه دین ایران
سال شروع انتشار: 1391
حوزۀ تخصصی: فلسفه دین
اعتبار مجله: علمی ج
آخرین ضریب تأثیر (سال 1402): 0/059- Q4
زبان مجله: دو زبانه؛ فارسی یا انگلیسی
نوبت انتشار: دوفصلنامه
نوع انتشار: الکترونیکی
رویکرد نشریه در انتشار مقالات: در این نشریه مقالات: 1. علمی 2. ترویجی3. مروری 4. کوتاه علمی و 5. سایر انواع مقالات، مورد داوری و انتشار قرار می گیرد(مشاهده جزئیات)
هزینۀ بررسی و انتشار مقاله: جهت داوری مقاله و آماه سازی هزینه دریافت می شود(مشاهده جزئیات)
نوع داوری: حداقل 2 داور، دوسویهناشناس الکترونیک(مشاهده جزئیات)
مولف محترم، مقالاتی در مجله جستارهای فلسفه دین منتشر می شوند که پیشینه عنوانِ مقاله و زمینه موردِ بحث در آن در مقالاتِ علمی پژوهشیِ منتشر شده در سایر مجلات علمی به زبان فارسی مخصوصا مجله جستارهای فلسفه دین بررسی شده باشد؛ و نویسندگان باید نشان دهند مقاله آنها چه مزیتی نسبت به آن مقالات قبلی دارد. مخصوصا تاکید می گردد تمامی مقالات منتشر شده در مجله «جستارهای فلسفه دین» در زمینه مورد بحث باید نشان داده شده و به آنها ارجاع شود. اگر این موضوع در مقاله مورد توجه قرار نگرفته است نسبت به اصلاح آن اقدام گردد سپس مقاله ارسال گردد.
لذا این موضوع را حتماً در بخش توضیحات و هنگام ارسال مقاله ذکر نمایید.
راهنمایی: نویسندگان برای اطلاع از مقالات قبلی در زمینه مورد بحث می توانند از پرتال جامع علوم انسانی، نورمگز و SID کمک بگیرند.
محقق گرامی لطفا پیش از ارسال مقاله موارد زیر را ملاحظه و فایلهای پیوست را مطالعه نمایید.
چکیده الهیات رنج و امید؛ تحلیل رنج ایوب و مسیح در مواجهه با بحران رنج وجودی انسان معاصر
رنج، از بنیادیترین تجربههای انسانی و یکی از اصلیترین پرسشهای الهیاتی و اگزیستانسیالیستی در طول تاریخ بشر است. در عصر مدرن، که انسان با بحران معنا، اضطرابهای هستیشناختی، تنهایی، ازخودبیگانگی و تهیشدگی از امر قدسی مواجه است، بازگشت به متون مقدس برای بازاندیشی در باب رنج و کشف امیدی ریشهدار، ضرورتی دوباره یافته است. این مقاله با تمرکز بر دو چهرۀ محوری در کتاب مقدس ایوب و مسیح به واکاوی الهیات رنج و امید در دل متون وحیانی میپردازد و نشان میدهد که چگونه این روایتها میتوانند افقهایی معنابخش و راهگشا برای انسان رنجکشیده معاصر بگشایند. در روایت ایوب، با انسانی مواجه میشویم که در برابر رنج بیدلیل و سکوت خداوند، فرو میریزد و دوباره برخاسته، به نوعی ایمان بیواسطه و اگزیستانسیال میرسد. در مسیح، با اوج رنج قدسی مواجهایم: فریادی از عمق تاریکی وجود، که بر صلیب به اوج میرسد و در رستاخیز، امیدی متعالی میآفریند. این دو روایت، اگرچه در بستر تاریخی و الاهیاتی خاص خود قرار دارند، اما ساختارهای مشترکی از مواجهه با رنج را عرضه میکنند: ایستادن در برابر سکوت خدا، عبور از یأس، بازسازی رابطه با امر متعالی، و تولد امیدی نو در دل تاریکی. از منظر فلسفۀ اگزیستانسیالیستی رنج نه امری حاشیهای، بلکه جوهرۀ تجربۀ وجودی انسان است؛ و این رنج، در صورتی که با صداقت، ایمان و امید مواجه شود، میتواند به موقعیتی برای دگرگونی درونی و بازیافت معنا تبدیل گردد. روایتهای کتاب مقدس نیز دقیقاً چنین الگویی را ارائه میدهند: نه انکار رنج، نه سادهسازی آن، بلکه دعوت به ساکنشدن در آن، زیستن با آن، و در نهایت، عبور معنادار از دل آن، این مقاله بر آن است تا با تلفیق تفسیر متنی کتاب مقدسی و تحلیل فلسفی وجودی، نشان دهد که الهیات رنج و امید در سنت وحیانی، میتواند راهی بگشاید برای پاسخگویی به بحران رنج در انسان معاصر؛ انسانی که بیش از هر زمان دیگر، در پی معنایی برای زیستن در دل درد است.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 بهمن 1403
یاسر هاشمی
چکیده مساله تحقیق
از آنجا که صورتبندیها و قرائتهای مختلفی از برهان اختفای الهی وجود دارد که هریک، دارای ویژگیهایی میباشد، لازم است تمام این قرائتها در یک تقسیم بندی منطقی و یکپارچه بررسی شود؛ امری که در هیچکدام از آثار مربوط به این برهان، بیان نشده است.
روش تحقیق
این مقاله در صدد آن است که با روشِ تحلیلی – اسنادی، تمام تقریرهای مطرح از این برهان را استقرا و احصاء نموده و رویکردهای حاکم برآن ها را نیز مشخص نماید تا از این رهگذر، بتوان با یکپارچهسازیِ این قرائتها، جنبههایی که در نقد این برهان میبایست رعایت شود، مشخص گرداند.
یافتههای تحقیق
با بررسی انجام شده در این تقریرها مشخص میشود که تمام آنها به دو دسته کلیِ قیاسی و استقرایی تقسیمبندی میشوند؛ در این تقریرها دو رویکرد کلان برجسته است، برخی با رویکرد هستیشناختی به استدلال پرداختهاند و برخی با رویکرد معرفتشناختی؛ چه اینکه محور برخی تقریرها بر پایه بیان عدم وجود رابطه بین خدا و بنده است و اختفای الهی را از این جهت دانستهاند که در دو طرف رابطه، چنین تجربهای رخ نمیدهد. در دسته دیگر تقریرها، رویکرد معرفتشناسانه حاکم است؛ زیرا محور استدلالها بر پایه نشان دادن عدم وجود قرینه، شاهد و دلیلی بر وجود خدا- از جمله عدمتجربه حضور خدا-در زندگی انسانهاست.
چکیده انجیل شیطان آنتوان لاوی یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین کتابهایی است که در میان جریانهای مختلف شیطانپرستی در آمریکا منتشر شده است.این کتاب دارای ایدههای افراطی در به چالش کشیدن بسیاری از هنجارهای متداول اخلاقی و مذهبی جامعه آمریکا، و همچنین ترویج ایدههای انسانگرایانه با محوریت آزادیهای رادیکال اخلاقی و اجتماعی در راستای تقویت میل و غریزه انسانی و نفی سلطهپذیری اخلاقی است. بیشک این کتاب با تاثیرپذیری از سنتهای فکری مدرن و پستمدرن نوشته شده و میتوان تاثیر بسیاری از ایدههای هنجارستیز و ضدمذهبی را در این مشاهده کرد؛ اما تاثیر تفکرات انتقادی نیچه به اخلاق مسیحی و فرهنگ اروپایی و همچنین ترویج ایده ابرانسان به عنوان آفریننده ارزشهای زندگی و ستایش هنجارستیزی و سلطهناپذیری وی توسط نیچه را میتوان به خوبی در انجیل شیطان لاوی مشاهده کرد. لاوی با استفاده از ایده مرگ خدای نیچه که منادی پایان سیطره اخلاق مسیحی بر اروپا بود و همچنین نقدهای نیچه به نیست انگاری مسیحی، و با الهام از انگاره دیونیزیوسی نیچه مفهوم شیطان را در تقابل با مفهوم خدا در فرهنگ دینی و به عنوان سمبل آزادیخواهی و هنجارستیزی در راستای ستایش میل و غریزه طبیعی و جسمانی انسانها به کار میگیرد و تلاش میکند تا با ستایش ارزش زندگی نفی و تحقیر غرایز انسانی در اخلاق مسیحی را به چالش بکشد.
عبدالله حسینی اسکندیان، قربانعلی کریم زاده قراملکی، عباس عباس زاده
چکیده مسئله شر به سبب چالشهای الحادی که دربارهی وجود خدا و اوصاف مطلق او میآفریند، از قدیمالایام اساس بسیاری از شبهات ملحدان را شکل میدهد. آگوستین قدیس که نقش بیبدیلی در حیات اندیشه مسیحی داشته، در تئودیسه خود سعینموده تا از خداباوری و عقاید مسیحی در رهیافت مسئله درد و رنج دفاع نماید. آموزهها و عقاید مسیحی همچون گناه اولیه، هبوط، فیض الهی و غیره، اساس تئودیسه آگوستین را شکل میدهند. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی به تبیین اصول تئودیسه آگوستینی، تحلیل این تئودیسه و نقد آن براساس کلام شیعی پرداخته میشود. عدم تأثیر گناه اولیه در اکتساب خیرات و انجام شرور، تبیین ناصحیح از رابطه شرور با عالم ماده، تبیین ناصحیح از عامل تحقق شرور طبیعی و غیره، مواردی هستند که براساس مبانی کلامی شیعه، تئودیسه آگوستینی را به چالش کشانیده و نواقص آن را آشکار میسازد.
چکیده دین یکی از عناصر و پدیدههایی است که از دیرباز بشر با آن سروکار داشته و هیچ دورهای را نمیتوان یافت که در آن دین وجود نداشتهباشد. منشأ این پدیده مهّم همواره ذهن بسیاری از انسانها را درگیر کرده و دیدگاههای مختلفی پیرامون این مسئله شکل گرفتهاست. امیل دورکیم بر این باور است که دین منشأئی اجتماعی دارد و عاملی برای وحدت و یکپارچهسازی جامعه است تا جامعه از تضادها و تعارضات خلاصییابد و ورای این نمیتوان منشأ و کارکردی برای دین قائل شد. در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی سعی بر این است تا به تبیین مبانی دورکیم دراینباره و نقد دیدگاه او از منظر شهید مطهری و جان هیک پرداختهشود. مبنای اصلی نظریه دورکیم همان توتمیسم است، اما هیچ مدرکى دال بر این امر وجود ندارد که توتمیسم به همانسان که دورکیم تصور مىکرد، پدید آمدهباشد و سرچشمه نهایى دیگر ادیان باشد. ازسویدیگر، یکسانانگاری آموزههای دینی با آموزههای اجتماعی، نفی کارکردهای اخلاقی، معنوی، اقتصادی و شخصی دین و تمرکز صرف بر کارکرد اجتماعی آن و نسبیگرایی و عدمقابلیت تسّری این نظریه به تمام ابنای بشر، از جملهی مواردی است که بطلان نظریهی دورکیم را آشکار میسازد.
چکیده خدا و انگارههای همبسته با او، در فلسفهورزی نیچه موضوعیتی اساسی دارد. البته با این توضیح که نگاه نیچه به این مفاهیم، با رویکرد سایر اندیشمندان بسیار متفاوت است؛ او بسان دیگران برای اثبات مدعای خویش، دست به دامان استدلالهای مرسوم فلسفی نمیشود و شیوة دیگری برمیگزیند. شیوهای که برآمده از نگاه انضمامی او به زمانهای است که در آن میزید، نه صرفاً براهینی انتزاعی و بریده از واقعیت. همچنین بیان او در این حوزه بهویژه با طرح ایدة «مرگ خدا»، جنجالبرانگیز بوده و مجالی برای ظهور تفسیرهایی گوناگون و بعضاً متعارض شده است. ایدهای که در منظومة آموزههای او هم موضوعیت دارد و هم طریقیت. به نحوی که دیگر آموزههای اساسی او نظیر نیهیلیسم و ابرانسان، کاملاً در ربط و نسبت با آن، یعنی ایدة «مرگ خدا»، سامان یافته است. در این جستار برآنیم به قدر امکان موضع نیچه دربارة انگارة خدا را شرح دهیم، و دغدغهها و دلواپسیهای او را پس از واقعهای که آن را «مرگ خدا» مینامد، برشمریم.
عبدالله حسینی اسکندیان، قربانعلی کریم زاده قراملکی، عباس عباس زاده
چکیده مسئله شر سبب گشته تا متألهان در آثار خود بحثهای جامع و عمیقی دراینباره داشتهباشند و به دفاع از خداباوری بپردازند. ایرنائوس قدیس که نقش بسزایی در تبیین و گسترش آموزههای مسیحی داشته، در تئودیسه خود سعی نمودهاست تا با مطرحکردن ایده "پرورش روح" به حل مسئله شر بپردازد. از منظر ایرنائوس، اگر شری در جهان آفرینش تحقق مییابد؛ همان گناه است و این یک امر سرشتی در ذات بشر است که حضرت آدم در ابتدا به آن دچارشد و با سوءاستفاده از اراده و اختیارخود از فرمان الهی سرپیچی کرد و این میل به گناه هماکنون نیز در میان نسل بشر جاری و ساری است. در این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد انتقادی سعی بر این است تا به ابتدا به بررسی و تحلیل تئودیسه ایرنائوسی و سپس نقد آن از منظر کلام امامیه پرداختهشود. با وجود هّمی که ایرنائوس قدیس در حل مشکل شرور داشته، اما تئودیسه وی با چالشها و بنبستهایی همچون "نسبیگرایی"، "شر گزاف"، "فاصله معرفتی" و ... مواجه است که از باورپذیری و حقانیت آن میکاهد.
چکیده پاسخ به پرسش از معنای زندگی دغدغه بسیاری فیلسوفان و اندیشمندان بوده است. برخی همچون نیچه، شوپنهاور و سارتر معنایی برای زندگی قائل نبوده اند. ولی بسیاری دیگر سعی کرده اند به این پرسش پاسخهای متفاوتی بدهند و با استدلال نشان دهند دیدگاه آنها می تواند بهتر معنای زندگی را تبیین کند. در این مقاله در نظر است ابتدا، دیدگاههای عمده ای که در این زمینه مطرح شده است (همچون خدامحوری، روح محوری، طبیعت گرایی، ذهن گرایی و عینی گرایی) به همراه پشتوانه های استدلالی شان و همچنین نقدهایشان از دیدگاههای رقیب نشان داده شود. سپس با ارزیابی نقاط قوت و ضعف این دیدگاهها، نشان داده شود که یک نظریه فراگیر برای معنای زندگی چه ویژگی هایی را باید داشته باشد. در نهایت دیدگاه جامع و جدید نویسنده ارائه خواهد شد و دلایل ترجیح این دیدگاه بر دیدگاههای رقیب نشان داده خواهد شد.
چکیده تبیین رابطة عقل و ایمان یکی از مهمترین دغدغههای کرکگور و ملاصدراست. مهمترین ویژگی ایمان نزد کرکگور ماهیت ضد عقلی یا پارادوکسیکالبودن آن است. در این تفکر، فرد هرگز نمیتواند با تفکر عقلانی و توسل به شواهد تاریخی به ایمان دست یابد. حیات ایمانی نزد کرکگور، اساساً، همان حیات در درون مسیحیت است و همین ایمان مسیحی است که آن را در برابر تمام منازعات نظری حفظ میکند. از طرف دیگر ملاصدرا معتقد است که ایمان گرچه امری مربوط به قلب است، منحصر به معرفت کشفی نیست؛ بلکه معرفت خدا با دلیل و برهان، یعنی اعتقادی که از طریق عقل نظری حاصل شود، میتواند ایمان قلبی محسوب شود. بهعبارت دیگر، تمامی کوشش وی بر این متمرکز است که میان عقل و ایمان یا عرفان و برهان آشتی برقرار کند.