دوره و شماره: دوره 9، شماره 2 - شماره پیاپی 20، آذر 1399 
مقاله پژوهشی

دلالت های براهین اثبات خداوند بر تشکیک خاصی وجود در اندیشه ابن سینا

صفحه 1-17

https://doi.org/http://dx.doi.org/10.22034/rs.2021.33821.1411

آیسودا هاشم پور، علی محمد ساجدی

چکیده یکی از احکام مهم مسئله وجود در هستی­شناسی، مسئله تشکیک در وجود است که بطور خاص در فلسفه ملاصدرا مطرح و مختصات آن روشن شده است. لکن به نظر می­رسد با تفطن در آرای پیشینیان نیز بتوان شالوده­ی این مسئله را پیگیری نمود. نوشتار حاضر با روش توصیفی- تحلیلی، دلالت­های براهین اثبات خداوند در فلسفه ابن­سینا بر مسئله تشکیک خاصی وجود که نوع غالب آن در تشکیک طولی وجود مطرح شده را مورد بررسی و ارزیابی قرار می­دهد. مطابق نتایج این جستار اگرچه مسئله اصالت وجود یا ماهیت در فلسفه ابن­سینا فاقد جایگاه مشخص است، اما براهین اثبات خداوند نزد وی با تفکری کاملاً وجودی ایراد شده است؛ چنان­که سه رکن اصلی مسئله تشکیک در وجود یعنی «وحدت در وجود»، «کثرت در وجود» و «عینیت وحدت و کثرت در وجود»- که خود مستلزم وحدتی فراگیر و کثرت شمول است-، از براهین اثبات خداوند نزد ابن­سینا و مبانی هر یک از براهین، قابل استنباط می­باشد.

مقاله پژوهشی

منشأ شر از دیدگاه افلاطون

صفحه 19-32

https://doi.org/http://dx.doi.org/10.22034/rs.2021.35069.1419

فاطمه رأفتی، محمد سعیدی مهر، بابک عباسی

چکیده افلاطون در هیچ یک از آثار خود نظریه منقح و مفصلی در باب شرور ارائه نداده است و تنها در برخی محاورات وی می توان اشاراتی به مسائلی همچون منشأ پیدایش شرور در عالم یافت. ابهام موجود در آثار افلاطون سبب شده که برخی پژوهشگران اظهار دارند که اساساً افلاطون نظریه ای در این باب نپرورانده و گروهی دیگر که معتقدند وی در باره منشأ شر سخن گفته، در تعیین این منشأ اختلاف کرده اند. در این مقاله، با توجه به تقسیم بندی معاصر میان شر متافیزیکی، شر طبیعی و شر اخلاقی و با استناد به آثار افلاطون و دیدگاه مفسران آن، این فرضیه دنبال می شود که افلاطون برای هر یک از اقسام شر سرچشمه متفاوتی قایل است؛ شر متافیزیکی که تنها در عالم طبیعت محقق می شود حقیقتی سلبی دارد و از این واقعیت سرچشمه می گیرد که موجودات طبیعی به مثابه بازتابهای عالم ایده ها از همه کمالات ایده ها برخوردار نیستند. شرور اخلاقی به فعالیت نفس بازمی گردند و شرور طبیعی ناشی از ضرورت یا ماده اند. بدین ترتیب، می توان نتیجه گرفت که سخنان به ظاهر ناسازگار افلاطون در تعیین منشأ شر در نظر دقیق با هم سازگارند.

مقاله پژوهشی

روی‌آورد معرفت‌شناسانه به مسئله خدا در اندیشه علامه حلی

صفحه 33-49

https://doi.org/http://dx.doi.org/10.22034/rs.2021.34326.1414

حسن عباسی حسین آبادی

چکیده روی‌آورد معرفت‌شناسانۀ خدا به بررسی امکان شناخت خدا و ابزار و راه‌های تبیین شناخت او می‌‎پردازد. در اعصار مختلف کلام اسلامی، متکلمان مختلف بنابر مبانی شناختی و میزان بهره‌گیری آنها از عقل و نقل، و نیز فلسفه یا متون دینی این مسئله را تبیین کردند. علامه حلی متکلمی از مدرسه «حله» با مشی مشایی، متأثر از مبانی فلسفی مشائیان و کلام خواجه نصیر است. بررسی شناخت خدا و صفاتش باتوجه به نگاه کلامی و بهره او از فلسفه و منطق مسئله این نوشتار است. علامه حلی در شناخت خدا و صفاتش چگونه عمل کرده است؟ بهره او از فلسفه و کلام، و به‌تبع آن از عقل و نقل در این شناخت چیست؟ چگونه بین توقیفی بودن صفات خدا و اثبات عقلی صفات پیوند برقرار می‌کند؟ برای بررسی این مسئله و پاسخ به پرسش‌ها ابتدا «امکان شناخت خدا» و «راه‌های شناخت او» را بررسی نموده؛ سپس راه‌های شناخت صفات خدا را نیز تبیین می‌کنیم. علامه حلی به «وجوب شناخت خدا» قائل است و این «وجوب» را با دلایل عقلی و نقلی تبیین کرده و در بررسی صفات نیز باوجود قبولِ توقیفی بودن در انتخاب صفات، در تبیین صفات با مبانی فلسفی و استدلال عقلی و منطقی، نگاهی برون‌دینی آمیخته با درون‌دینی دارد.  

مقاله پژوهشی

سلطۀ الهی و حقایق ضروری، نقد برایان لفتو بر نظریات الوهی

صفحه 51-75

https://doi.org/http://dx.doi.org/10.22034/rs.2021.34294.1413

مهدی ساعتچی، محمد سعیدی مهر، رسول رسولی پور

چکیده در باور ادیان ابراهیمی خدا مبدأ همۀ اشیاء و حاکم بر کل ماسوا است. پذیرش ضرورت‌ متافیزیکی ما را با حقایقی روبرو می‌سازد که مطلقا ضروری اند و به ظاهر مطلبی دربارۀ خدا بیان نمی‌کنند، مانند «آب = H2O». در اینجا با دوراهۀ دشوارِ اثیفرون مواجهیم، اما نه در عرصۀ اخلاق که در عرصۀ متافیزیک؛ آیا حقایق ضروری صادقند چون خدا آن‌ها را تصدیق کرده یا خدا آن‌ها را تصدیق کرده چون آن‌ها خود صادق اند؟ در صورت نخست ضرورتِ مطلقِ حقایق ضروری و در صورت دوم سلطه و غائیتِ مطلقِ الهی به چالش کشیده می‌شود. پاسخ عمدۀ خداباوران برای حل این تعارض، ابتنای حقایق ضروری بر ذات خداست، از نظر ایشان ذات خدا منشأ صدق همۀ حقایق ضروری است، مثلاً با این بیان که همۀ حقایقِ ضروری از ازل در علم ذاتی خدا بوده است. برایان لفتو به نقد این رویکرد ـ که آن را «نظریۀ الوهی» می‌خواند ـ پرداخته و معتقد است پذیرش این نظریات در مورد همۀ حقایق ضروری مستلزم وابستگیِ ذات الهی به حقایقی است که جنبۀ الوهی نداشته و صرفاً دربارۀ مخلوقات است. این مقاله به تبیین و تحلیل انتقادی دیدگاه لفتو می‌پردازد.

مقاله پژوهشی

رواداری ادعای ادیان توحیدی بر ناحق بودن سایر ادیان

صفحه 77-95

https://doi.org/http://dx.doi.org/10.22034/rs.2021.36474.1432

حمیدرضا آیت اللهی

چکیده در این مقاله در نظر است نشان داده شود که ادیان توحیدی که به وجود خداوند و رخداد معاد باور دارند می توانند ادیانی که این دو واقعیت را تکذیب می کنند از دائره حقانیت بیرون بدانند چرا که این دو باور ناظر به واقعیتهایی ابژکتیو است نه اموری سوبژکتیو که مبنای ادعا و استدلال کثرت گرایان است. سپس دوشرط اساسی دینداری یعنی پرستش و رفتارهای مبتنی بر اخلاقیات تبیین خواهد شد. از آنجا که اعتقادات و رفتار دین مدارانه باورمندان به ادیان مختلف تحت تاثیر عوامل جبری بسیاری است لذا در خصوص درست و غلط بودن زندگی مومنانه آنها نمی توان بسادگی قضاوت کرد ودر این زمینه نه می توان از کثرت گرایی دفاع کرد و نه انحصارگرایی. اما تنوع غیر اختیاری زندگی های مومنانه منافاتی ندارد با آن که باورهای بنیادین هر دین را بتوان در معرض ارزیابی عقلانی قرار داد و هرکس با محدودیتهای خود بتواند درست ترین مسیر دینی را انتخاب کند. لذا دینی که بیشترین توفیق را بتواند در تجزیه و تحلیل عقلانی بدست آورد می تواند انحصارگرایانه از درست بودن خود در برابر سایر ادیان و مذاهب سخن بگوید.

مقاله پژوهشی

تحلیل و بررسی انگارۀ «وعدۀ فرجام شناختی» در الهیات امید یورگن مولتمان

صفحه 97-120

https://doi.org/http://dx.doi.org/10.22034/rs.2021.35644.1424

رسول رسولی پور، حسن سرایلو

چکیده زندگی اجتماعی بشر در میان آرمان کامیابی ابدی و آرمان­شهر محفوف به عدل و صلح از یک سو، و رنج ناشی از واقعیات تلخ حیات جمعی او مانند مرگ، استثمار، فقر و ... از سوی دیگر، ذهن بسیاری  را برای ارضای گرایش­های اُتوپیایی و غلبۀ بر رنج و شر، به خود مشغول کرده است. فیلسوفان دین،­ روان­شناسان و جامعه­شناسان همگی در­پی نسخه­ای راه­گشا جهت امید­بخشی در پرتو آینده­ای روشن برای بهبود زندگی جای مردم بوده­اند. انگارۀ "وعده" شاید از مهمترین مفاهیم پرکاربرد در نظریات علوم انسانی و بویژه کتب مقدس بوده است. مولتمان که در بحبوحۀ آشوب جنگ جهانی دوم و اوج نومیدی مردم از فرهنگ مدرنیته و الهیات فرهنگی اروپا، الهیات امید را با تأکید بر وعدۀ فرجام­شناختی نوشت، درپی تدوین دکترین سنتز شده­ای از مارکسیسم و مسیحیت، آیندۀ موعود تاریخ حیات بشر را با خوانشی بدیع از تثلیث اجتماعی همراه ساخت و در ملکوت عدل و صلح خدای عهدین گره زد، نیز وعدۀ فرجام­شناختی را در کنار ایمان به خدا که در رویداد منحصر بفرد صلیب و رستاخیز مسیح محقق گردید، زمینه داوری اخلاقی و محبت خدا به انسان دانست. این مقاله با روش تحلیلی اسنادی با بررسی مهمترین آثار دورۀ اول الهیات یورگن مولتمان، الگوی ابتکاری مولتمان یعنی تفسیر "فرجام­شناختی وعده" را مهمترین چارۀ چالش بحران اجتماعی و الهیاتی جامعۀ مسیحی می­انگارد؛ لذا تبیین و تحلیل چیستی وعدۀ فرجام­شناختی، چرایی و خاستگاه فلسفی و الهیاتی وعده، زمان بروز و ظهور آن از یک سو و رابطۀ وعده با ایمان، عشق، امید و عمل از جمله مسائلی هستند که نگارندگان این مقاله در پی تحلیل و بررسی آن از دیدگاه مولتمان در الهیات مسیحی می باشند.

مقاله پژوهشی

مساله رنج، و تقرب به خدا: ارزیابی و نقد

صفحه 121-141

https://doi.org/http://dx.doi.org/10.22034/rs.2021.36459.1431

سارا بغدادی، سید امیر اکرمی

چکیده النور استامپ، فیلسوف معاصر، در مقام یک خداباور در صدد اقامه­ی دفاعیه­ای برضد مساله­ی رنج( شرّ)، بر می­آید. بنا بر دفاعیه­ی ایشان، اولا، رنج شرط لازم تحقق برخی خیرها است و ثانیا، آن خیر ناقض رنج موجود است. دغدغه­ی علمی­ای که در این مقاله دنبال می­شود، نقد دفاعیه­ی مزبور است. در این ­راستا، پیش از هر چیز، طرح و تبیین اصل دفاعیه ضروری می­نماید و پس از آن نقد ایده­ی موردنظر از دو منظر کلی انجام خواهد شد. نخست، ضمن بیان کیفیات یک دفاعیه­ی موفق و لوازم تحقق آن ملاحظه می­شود که دفاعیه­ی استامپ واجد شرایط یک دفاعیه­ی موفق نیست. اشاره­ به مبادی تحقق یک فعل ارادی و بیان این نکته که رنج نمی­تواند مصدر ایمان واقع گردد، دومین نقد کلی بر نظریه­ی ایشان است. سرانجام، اشاره به نقض مفهوم اراده­ی آزاد به معنای لیبرتارینی آن در دفاعیه­ی استامپ، موضوعی است که به عنوان ضمیمه­ی بحث بدان پرداخته خواهد شد.

مقاله پژوهشی

خداباوریِ شک‌گرایانۀ ویلیام آلستون و مایکل برگمن؛ پی‌آمدهای نامطلوب اخلاقی

صفحه 143-167

https://doi.org/http://dx.doi.org/10.22034/rs.2021.37317.1440

نعیمه پورمحمدی، احمدرضا هاشمی

چکیده با مسئله شاهدمحور شر از سوی ویلیام رو کمابیش آشنا هستیم. رو وجود خدا یا (در مقالات متأخرش) احتمال وجود خدا را به خاطر نیافتن دلایل موجهِ خدا برای تجویز شرور رد می‌کند. خداباوران در مقابل، کوشیده‌اند از  دلایلِ موجه خدا برای تجویز شرور پرده بردارند و توجیهاتی با عنوان تئودیسه عرضه کنند. در این میان، خداباوری شک‌گرایانه در واکنش به مسئله شر، از راه دیگری می‌رود. ادعای خداباوری شک‌گرایانه این است که ما موجودات بشری از اساس شاید نتوانیم به دلایلِ موجه خدا برای تجویز شرور پی ببریم و از آنجا که نیافتن‌ِ دلیل از سوی ما انسان‌ها دلیل قو‌ی‌ای‌ به سودِ نداشتن‌ِ دلیل از سوی خدا نیست، برهان شر برای رد خدا سقوط می‌کند. ما در این مقاله ابتدا رویکرد خداباوری شک‌گرایانه به روایت ویلیام آلستون و مایکل برگمن را تبیین می‌کنیم و سپس بر اساس چالش‌هایی که دیگر فلاسفۀ دین و الاهیدانان پیش روی آنها قرار داده‌اند به این نتیجه می‌رسیم که رویکرد خداباوری شک‌گرایانه  هنوز نتوانسته است از حل آن چالش‌ها برآید. از آنجا که چالش‌ها از زوایای گوناگونی به این رویکرد وارد شده است، در این مقاله صرفاً چالش‌های اخلاقی را مد نظر قرار دادیم. ما در این مقاله چالش‌های یازده‌گانه‌ای را از متون مختلف فیلسوفان دین استخراج، صورت‌بندی وتحلیل کردیم و اشکالات و پاسخ‌های مجدد از هر دو طرفِ این منازعه را به دقت پی‌گرفتیم و در نهایت به این داوری رسیدیم که پاسخ‌های خداباروی شک‌گرایانه هنوز کافی و قانع‌کننده نیست و به نظر می‌رسد همچنان باید در جبهۀ مدافعه‌جویانۀ تئودیسه‌‌ در برابر برهان شر مقاومت کرد.

مقاله پژوهشی

بررسی دو استدلال علیه نظریات امر الهی

صفحه 169-195

https://doi.org/http://dx.doi.org/10.22034/rs.2021.36209.1430

یوسف خرم پناه، یدالله دادجو، رجب اکبرزاده

چکیده پرسش از رابطه دین و اخلاق قدمتی به درازای تاریخ فلسفه و اندیشه دارد، در بین نظریات مطرح شده در باب این مسأله، نظریه امر الهی همواره در طول تاریخ یکی از کم‏شمار ترین طرفداران را داشته و آماج حملات و انتقادات شدید قرار گرفته است، در این مقاله دو استدلال علیه این نظریه را بررسی کرده ایم، استدلال اول علیه نظریه آدامز که مشهورترین طرفدار معاصر این نظریه است، طراحی شده و در نوشتار حاضر نشان داده ایم که آدامز در پاسخ به این استدلال دچار مشکلات وخیمی ست ، در ادامه نیز استدلال دومی که اخیرا توسط برخی فیلسوفان دین و اخلاق، از جمله موریستون، علیه این نظریه اقامه شده است را بیان کرده ایم ادعای مقاله آن است که اولا هر چند نظریه آدامز در مواجهه با استدلال اول با مشکلات جدی‏ای روبروست ولی با انجام تغییرات و اصلاحاتی، همانند آنچه ویرنگا پیشنهاد داده، می تواند به نحو رضایتبخشی از نظریه‏اش دفاع کند، ثانیا با طرح اشکالاتی نسبت به دفاع موافقان و مخالفان استدلال دوم، روشن کرده‏ایم که هیچیک در تلاش‏هایشان کامییاب نبوده‏اند. این مقاله با استفاده از روشی تحلیلی به قضاوت در باب جدال میان طرفداران و مخالفان دو استدلال علیه نظریه امر الهی پرداخته است.

مقاله پژوهشی

خوانش بافت‌محور شهید مطهری از داستان موسی(ع) و خضر(ع) و دلالت‌های آن در تفکر عقلانی

صفحه 197-223

https://doi.org/http://dx.doi.org/10.22034/rs.2021.36519.1433

مهدی بهنیافر

چکیده این پژوهش به خوانش عقلی شهیدمطهری از داستان موسی(ع)وخضر(ع) در قرآن‌کریم می‌پردازد. وجه عقلی این خوانش به استفاده از مفهوم فلسفی بافت در تحلیل رفتار طرفین داستان، تحلیل عقلی و غیرباطنی رفتار موسی(ع) و نیز دلالت‌هایی در تفکر عقلانی‌وانتقادی است.
در نگاه مطهری بافت فکری طرفین داستان از جهاتی قیاس‌ناپذیر و متمایز از یکدیگر است و آن‌ها دچار موقعیتی تکافوآمیز هستند. نوع نگاه مطهری به او فرصت داده که از دریچۀ دید موسی(ع) هم به‌ماجرا بنگرد و رفتار موسی(ع) را هم در بافت فکری خودش کاملاً موجه ببند. لذا موسی(ع) از سرسپرده‌ای منفعل و واقعاً ناشکیبا در برخی خوانش‌ها به مقلّدی مسئول و ممیِّز در پرتو عقل سلیم مبدّل می‌شود. در این نگاه دیگر پرسش از غلبۀ خضر بر موسی یا بالعکس از میان می‌رود و سلوک معقول موسی(ع) در برابر خضر(ع)، به‌میزان قابل‌توجهی کارکردهای تربیتی کل داستان را نسبت به دیگر خوانش‌ها دگرگون می‌سازد.
در خوانش مطهری عموم انسان‌ها در جهان سه‌بعدی موسی(ع) زندگی‌می‌کنند نه جهان چهار بعدی خضر(ع) که شامل علم به آینده است. آنها در قلمروهای بسیار اندکی صاحب‌نظرند و در بسیاری قلمروها مقلِّد؛ لذا نه‌تنها به‌لحاظ هستی‌شناختی و معرفتی بلکه به‌لحاظ روانی هم به بافت فکری‌وزیستی موسی(ع) نزدیک‌ترند و می‌توانند از واکنش‌های عقلی او الگو بگیرند.

مقاله پژوهشی

نسبت معرفت ایمانی به خدا با سعادت در باور اکوئیناس و علامه طباطبایی

صفحه 225-244

https://doi.org/http://dx.doi.org/10.22034/rs.2021.37193.1439

سید محمد جواد بنی سعید لنگرودی، سید جواد میری، امیرعباس علی‌زمانی

چکیده نوشتار حاضر به چیستی سعادت انسان و نسبت آن با معرفت ایمانی به خدا می‌پردازد. سن توماس اکوئیناس در سنت فلسفه مسیحی، و علامه طباطبایی در زمره متعاطیان حکمت صدرایی در سنت فلسفه اسلامی به این موضوع پرداخته و هر دو سعادت حقیقی را در شناخت و اتحاد با خدا می‌دانند و معتقدند از آنجا که سعادت حقیقی، برای انسان و در مورد غایت نهایی او بکار می‌رود، هرگاه انسان در خصیصه خود که قوه عقل است به فعلیت کامل رسید، و عالی‌ترین معقول را تعقل کرد به سعادت رسیده است. هر دو از این شناخت کامل به رؤیت تعبیر کرده و آنرا نوعی اتحاد وجودی در حد ظرفیت انسانی با مبدء متعال می‌دانند. بر این اساس معرفتی که از ایمان ساده عامه مردم به خدا نشأت می‌گیرد نمی‌تواند آنها را به سعادت حقیقی برساند؛ و اکثر اهل ایمان از درک سعادت محروم خواهند بود. هر چند بر اساس مبانی هر دو می‌توان راه حلی برای آن یافت.

مقاله پژوهشی

تحلیل و بررسی معجزه به مثابه معضل شر از دیدگاه جیمز کلیر

صفحه 245-268

https://doi.org/http://dx.doi.org/10.22034/rs.2021.38199.1449

بشر ممداف، محمد محمد رضایی

چکیده معضل شر و مسئله­ی معجزه،از مهمترین مسائل فلسفه­ی دین می­باشد. جان مکی، ویلیام­رو و سایر فیلسوفان مسئله­ی منطقی شر و مسئله­­ی شواهدی شر را مطرح می­سازند، حال آن­که جیمز کلر معجزه را به منزله­ی مسئله سوم شر مطرح ساخته­است. جیمز کلر معجزه را به دو قسم، معجزات معرفتی و عملی تقسیم میکند و معتقد است که احتمال وقوع معجزات به هر دو معنای مزبور در حقیقت مسئله­ی شر را تقویت می کند و آن­­را به یک معضل برای صفاتی همچون قادر مطلق، عالم مطلق و نیک­خواهی محض خداوند برمی­شمارد. جیمز کلر با استناد بر پارادایم علوم تجربی، درک مدرنی از معجزه به عنوان تعلیق موقت یک یا چند قانون طبیعت که با قدرت الهی انجام شده است را الگوی کار خود قرار می­دهد و بهره­مندی تنها گروهی خاص از معجزه را در تناقض با عدالت خداوند می­داند. حال آن­که از نظر حکماء و متکلمین مسلمان اولا بر خلاف دیدگاه متفکران غربی معجزه از جهت خرق عادت بودن صرفا با قوانین علوم تجربی و با تجربه عادی و روزمره انسان مخالف است، نه اینکه خارج از قانون وقواعد عقلی-فلسفی باشد. ثانیا، معجزه حجت عمومی خداوند است و آن نه تنها فقط برای فرزانگان، بلکه برای همگان مفید وحجت آن غیر قابل انکار است.