بررسی تحلیلی نسبت زبان و امر متعالی در مسئله تنوع دینی
صفحه 1-25
مهدی اخوان
چکیده نسبت زبان و امر واقع در فلسفه، بهطورکلی، و در فلسفۀ زبان، به طور خاص، مباحث معناشناسی و نظریۀ دلالت را پیش میکشد. هر رویکرد فلسفی به پدیدۀ تنوع و کثرت ادیان باید به این مباحث زبانشناسانه نظر داشته باشد. نظریههای دلالت و معنایی که در باب امر متعالی در خصوصِ مسئلة تنوع دینی برگرفته میشوند، باید بهگونهای باشند که تمامیت و سازگاری آن نظریه را مخدوش نسازد. تعارض گزارههای ادیان و زبان متفاوت در سخن گفتن از امر متعالی در پدیدۀ تنوع دینی یکی از مهمترین مسائل فلسفی است که دیدگاههای گوناگون سعی در تبیین معقول آن دارند، بهنحویکه بتوانند هم از وجود اصل امر متعالی و هم وحدت آن و هم امکان گفتارهای متفاوت و بلکه متعارض از آن واقعیت دفاع کند. در این مقاله میکوشیم با تحلیل پیشفرضهای زبانی در باب امر متعالی در موضوع تنوع دینی، به بررسی مقایسهای دو روایت اسطورهای هیک و استعاری برن از کثرتگرایان معاصر بپردازیم.
دفاع از براهین کلاسیک اثبات خدا بر مبنای طرح ماهیت اصلاحشدة برهان جورج ماورودس
صفحه 27-50
نعیمه پورمحمدی
چکیده جورج ماورودس، فیلسوف دین و معرفتشناس اصلاحشده، تلقی جدیدی از برهان ارائه میکند که با کمک آن میتوان نگاهی جدید به برهانهای سنتی اثبات وجود خدا داشت. او در ماهیت برهان با افزودن دو شرط «قطعیت» و «قانعکنندگی» بر دو شرط سابق «اعتبار» و «صحت»، برهان را یک مفهوم ترکیبی یا دوبعدی تلقی میکند که متشکل از دو عنصر عینی (اعتبار و صحت) و دو عنصر ذهنی (قطعیت و قانعکنندگی) است. با فرض این توصیف از ماهیت برهان، بهنظر میرسد میتوان اختلاف نظر گسترده میان طرفداران و منتقدان برهانهای اثبات خدا را اولاً دریافت و ثانیاً با درنظرگرفتن عناصر ذهنی در برهان، از برخی از روایتهای محکم و استوار این برهانها جانبداری کرد.
مقایسه دیدگاه ویلیام جیمز و جان بیشاپ در زمینه توجیه باور دینی
صفحه 51-76
شیما شهرستانی، حمیدرضا آیت اللهی
چکیده ویلیام جیمز در مقابل دیدگاه قرینهگرایان و بهخصوص کلیفورد دیدگاه خود را دربارة تأثیر اراده بر باور مطرح کرده است. بر اساس دیدگاه کلیفورد برای همه، همیشه و همهجا خطاست که باوری را بدون شواهد کافی بپذیرند. ویلیام جیمز درمقابل، معتقد است که به جای ترسیدن از خطا، که شیوة مورد نظر کلیفورد برای اعمال اخلاق بر باور است، بهتر است به رسیدن به حقیقت بیندیشیم. او میکوشد تا همین دیدگاه را توجیهکنندة باور بداند، بهنحویکه افراد در داشتن باور دینی بتوانند فارغ از قرینهگرایی خود را محق بدانند. دیدگاه جیمز در مقالة «ارادة باور» بر سه دیدگاه پراگماتیستی، اخلاقی و روانشناسی او بنا شده است. او تأثیر اراده بر باور را هم از جهت ایجاد باور بررسی میکند، و هم از جهت کنترل باور. دیدگاه روانشناختی جیمز به ایجاد باور میپردازد و دیدگاه اخلاقی او به کنترل باور. البته نقدهایی به دیدگاه جیمز وارد میشود. یکی از نقدهایی که دیدگاه جیمز باید به آن پاسخ گوید، نسبیشدن ارزش ایمان است. بیشاپ تلاش میکند تا با افزودن دو شرط به دیدگاه جیمز و تبدیل دیدگاه جیمز به توجیه برونگرایانة باور دینی، این مشکل را حل کند. این مقاله درصدد است ضمن ارزیابی دیدگاه جیمز، راهحل بیشاپ برای برونرفت از مشکلات دیدگاه جیمز را بررسی کند و کفایت آن را بکاود.
الگوی الهیات اجتماعی اسلامی در اندیشه و آثار موسی صدر؛ امت واحده
صفحه 77-99
سید علیرضا حسینی بهشتی، فاطمه مریدی
چکیده موسی صدر یکی از بارزترین اندیشمندان و مصلحان مسلمان معاصر است که با رویکرد الهیاتی خود مسائل و معضلات اجتماعی را شناسایی کرده و در پی حل آن برآمده است. حضور این اندیشمند به طور همزمان در دو حوزة نظر و عمل، ضرورت بررسی و مطالعة آثار و اندیشه و نحوة عمل وی را دوچندان کرده است. این رساله با توجه به ادبیات موجود در موضوع الهیات اجتماعی، و مطالعة آثار و اسناد برجایمانده از صدر، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، به تجزیهوتحلیل آرای و اندیشههای وی میپردازد و با رویکردی تطبیقی، تلاش خود را در تحلیل و تبیین الگوی ایشان از الهیات اجتماعی اسلامی بهکار میبندد. مطالعة ابعاد انسانشناختی، اجتماعی، دینشناختی، معرفتشناختی و اخلاق اجتماعی این اندیشمند، مبانی رویکرد اجتماعی وی به الهیات را تشکیل میدهد. نگاه ارزشمند و کرامتبنیاد صدر به انسان، رویکرد مردمسالارانه و دموکراتیک او به جامعه، تفسیر انسانگرایانة ایشان از دین و تلقی از دین به عنوان آیین زندگی و مبنای نظامات اجتماعی و ابزاری در تحققبخشیدن به آمال و آرزوهای بشری و رفع آلام و دردها، و درنهایت، نگاه جامع او به شناخت و معرفت و توجه به سایر منابع شناخت در کنار ارزششناسی دین، به منظومهای از ارزشهای انسانی منجر میشود که در سایة آن، برپایی نظام عادلانة مطلوب معنا میشود. درنهایت، الگوی الهیات اجتماعی صدر، که حاصل الگوی الهیاتی تفسیر اجتماعی است، تحت عنوان «الگوی الهیات اجتماعی مبتنی بر امت واحده» تفسیر گردیده است.
نقد ماهیت سلبی سنتگرایی در اندیشه سیدحسین نصر
صفحه 101-122
محمد نژادایران
چکیده سنتگرایی یک جریان فکری جدید است که در واکنش به روند رو به رشد مدرنیته در جهان امروز پدید آمده است. بررسی مبانی انسانشناختی، معرفتشناختی و دینشناختی سنتگرایی نشان میدهد که این جریان فکری فاقد هرگونه ماهیت ایجابی است و صرفاً میتوان آن را در نسبت سلبی با مفاهیم اصلی مدرنیته نظیر سوژة استعلایی، علم مدرن و عرفیگرایی درک کرد. سنتگرایی بیش از آنکه برآمده از اصول و مبانی سنتی و مذهبی باشد، نوعی ایدئولوژی مدرن است که بر مبنای مدرنیتهستیزی شکل گرفته است و هویت خود را به صورت سلبی و از طریق نفی مدرنیته تعریف میکند. پژوهش حاضر نشان میدهد که رویکرد سنتگرایانی نظیر سیدحسین نصر به مفاهیم و مبانی سنتی اغلب با نگرشهای سنتی متفکران جوامع پیشامدرن تفاوتهای اساسی دارد و بیشتر آنها با الهام از انگارهها و مفاهیم مدرن و با وارونهسازی آنها سعی در ترسیم نوعی تفکر ضدمدرن دارند که مختصات آن چندان با مناسبات فکری و الگوهای زندگی جوامع سنتی تطابق ندارد. همین عدم همخوانی سنتگرایی با انگارههای سنتی باعث شده است تا بسیاری از نگرشهای آنها با واقعیتهای تاریخی جوامع پیشامدرن در تعارض باشد و سنتگرایی را دچار یک دوگانگی مبنایی کند. سنتگرایی از یکسو به نفی مدرنیته به سود سنتهای پیشامدرن میپردازد و از سوی دیگر با گسست از مبانی پیشامدرن، منطق درونی مدرنیته در تقسیمبندی مبتنی بر دوگانگی سنت و مدرنیته را میپذیرد و بازتولید میکند.
تبیین نظریه دین طبیعی با تأکید بر رویکرد فرگشتی دانیل دِنت و نقدهای خداباورانه آلوین پلنتینگا
صفحه 123-145
هژیر مهری
چکیده در این مقاله ابتدا با تبیین نظریة دین طبیعی، بررسی زیستشناسانهای از دین ارائه میشود و دین همچون پدیدهای طبیعی بررسی میشود. از نظر نئوداروینیستها دین حتی اگر متعالی و از جهان دیگر باشد میتواند به عنوان پدیدهای طبیعی که به توسط انسان ظهور یافته و محقق شود، ملاحظه شود. برای تفسیر رویکرد دین طبیعی میتوان گفت نئوداروینیستهایی چون دِنت، نمیخواهند دین را «تبیین» کنند، بلکه میخواهند علاقة انسانها را به دین به صورت فرگشتی بیان کنند؛ یعنی در این تبیین، روایتی تاریخی و فرگشتی از دین ارائه میشود و همچنین دین را از امور سازگار با اجتماع میداند که توانسته است در یک انتخاب طبیعی باقی بماند. استدلال دنت در خصوص ماندگاری دین این است: «دین به این علت باقی مانده است که قدرت نظمبخشیدن به اجتماع را داشته باشد وگرنه طبیعت آن را از میان میبرد». از بین خداباوران معتقد به نظریة تکامل، پلنتینگا نقدهایی به دِنت مبنی بر نظریة خود بر اساس خداباوری و «فرگشت خدابنیاد» وارد میکند، از نظر پلنتینگا خدمت عمدة دِنت به موضوع فرگشت و دینپژوهی تکاملی ناظر به طرح نظریة ایدة خطرناک داروین است. ما در این مقاله نشان خواهیم داد، ایدة داروین، لزوماً خطرناک نیست و میتوان فرگشت را به عنوان الگویی برای آفرینش الهی درنظر گرفت.
