اراده، سوژة مرید، و ارادة بیگانه (خدا) در آموزههای ویتگنشتاین متقدم
صفحه 1-17
مهدی حسینزاده یزدی، علیاکبر احمدی افرنجامی
چکیده ویتگنشتاین در فقرات پایانی تراکتاتوس از وجود امر ناگفتنی سخن میگوید که خود را نشان میدهد. اراده و سوژة مرید در آموزههای ویتگنشتاین متقدم در زمرة ناگفتنیها قرار میگیرد. ویتگنشتاین در یادداشتها، از سوژه با چهار عنوانِ سوژة متفکر، سوژة شناسا، سوژة متافیزیکی، و سوژة مرید سخن میگوید. سوژة مرید متفاوت از دیگر عناوین تبیین میشود. سوژة مرید امری استعلایی و حامل خیر و شر است و بدون آن اخلاق معنا نمییابد. میتوان گفت اراده، سوژة مرید، و ارادة بیگانه یا خدا بیشترین نقش را در اخلاق ویتگنشتاینی بازی میکنند. با این حال ابهامات قابل توجهی در این مفاهیم وجود دارد. این نوشتار در پی آن است تا در مسیر روشنسازی این مفاهیم در آموزههای ویتگنشتاین مقدم قدم بردارد.
بررسی تطبیقی آموزة گناه نخستین از نظر اسلام و مسیحیت با تکیه بر آرای علامه طباطبایی و آگوستین
صفحه 19-46
مریم خوشدل روحانی، رقیه بیگدلی، رقیه بیگدلی
چکیده آموزة گناه نخستین یکی از اصول اعتقادی مسیحیان است؛ بر اساس این آموزه، طبیعت بشری به علت گناه آدم، گناهآلود شده است، لذا برای نجات، لازم است عیسی قربانی شود. آگوستین این موضوع را به شکل مفصلی مطرح میکند. به نظر او، آدم برای زندگی بهشتی خلق شده بود و هویتی خداگونه داشت، اما بر اثر نافرمانی، آن را از دست داد و بر زمین هبوط کرد و با مرگ مواجه شد. گناه آدم دامن تمام انسانهای بعدی را گرفت و عیسی با مرگش، خود را فدیة گناهان بشر کرد. دین اسلام اعتقادی به این آموزه ندارد. به اعتقاد علامه طباطبایی، آدم (ع) از ابتدا برای زندگی زمینی خلق شده بود و سکونتش در بهشت، مقدمهای برای آن بوده است. آدم مخالف امر الهی عمل نکرد، زیرا مخالفت وی با نهی ارشادی بوده است. و عمل او ترک اولی محسوب میشود. با توبة آدم و قبولی آن در نزد خداوند، مقامِ آدم تغییری نکرد، بلکه مکان و کیفیت زندگی وی تغییر کرد. این تحقیق درصدد است که ضمن بررسی پیشینۀ گناه نخستین، نظر خاص آگوستین در مسیحیت و علامه طباطبایی در اسلام، و مبانی اعتقادی آنها را در مورد این آموزه ارائه دهد.
علم و دین از نگاه فرانسیسکو آیالا
صفحه 47-65
هاله عبدالهی راد، محسن جاهد
چکیده پس از انقلاب علمی قرن هفدهم و قدرتگرفتن علوم تجربی، رقیبی قدرتمند برای ادیان در حل مشکلات بشر، و ارائة تبیینی روشنتر از جهان پا به عرصة وجود نهاد. رابطة علم و دین در کانون مباحث فلسفی قرار گرفت و آرای گوناگونی در این خصوص ارائه شد. نوشتار حاضر به نقد و بررسی دیدگاه فرانسیسکو آیالا[i]کشیش و ژنتیکدان برجستة معاصر میپردازد. وی بر این باور است که کتاب مقدس فقط در خصوص نجات و سعادت آدمی مصون از خطاست و اساساً هدف آن تبیین پدیدههای طبیعی نیست. آیالا با پذیرش موضع طبیعتگرایی روششناختی، و رد طبیعتگرایی متافیزیکی، برای تبیین وقایع طبیعی صرفاً پدیدههای طبیعی را به میدان میآورد و دخالت هرگونه موجود ماوراءطبیعی از جمله خداوند را در امور جهان نفی میکند. او معتقد است برای تبیین پیدایش گونههای زیستی بر روی زمین فقط باید به نظریة تکامل و انتخاب طبیعی اکتفا کرد و آنها را به خداوند منتسب نکرد، این نوع نگرش میتواند مشکل شر را بهخوبی حل کند؛ زیرا شرور به تکامل و انتخاب طبیعی منتسب میشود و خداوند از ارتکاب شرور مبرا میشود. بهنظر میآید راهحل آیالا برای حل مشکل شر از توانایی کافی برخوردار نیست؛ آیالا علم و دین را مربوط به دو حوزة متمایز میداند که هریک بر قلمرویی مجزا پرتو میافکند، از همین روی این دو در ارائة تصویری درست از عالم مکمل یکدیگرند
تحلیل ویژگیهای عقلانی برهان جهانشناختی
صفحه 67-86
قدرت الله قربانی
چکیده اهمیت پرسش از هستی خدا و تأثیرات گستردة آن در کلیت زندگی انسان، باعث تلاش فیلسوفان و متکلمان برای ارائة برهانی عقلانی در این خصوص شده است که براهین متنوعی چون برهانهای وجودی، فطرت، حدوث، حرکت، نظم، اخلاقی، و جهانشناختی از این جملهاند و از قرون گذشته تاکنون با تعابیر و تفاسیر گوناگونی ارائه شده و میشوند. در این میان، برهان جهانشناختی، از جهات چندی دارای اهمیت است که باعث مهمترشدن آن و تقربش به نوعی برهان عقلانی و جهانشمول شده است: 1. در سنت فلسفی غربی و اسلامی، این برهان در مقایسه با دیگر براهین، از جانب فیلسوفان و متکلمان بیشتری مورد استفاده واقع شده و تنوع بیشتری از تقریرها را به خود اختصاص داده است؛ 2. این برهان دارای خصوصیات مشترک دینی، کلامی، و فلسفی است، لذا اکثر متکلمین با استفاده از روشهای فلسفی و کلامی آن را بهکار بردهاند؛ 3. این برهان از فهم عقلانی نسبتاً عمومی آغاز کرده و اصول واقعیت هستی و علیت و وابستگی علت به معلول را محور استدلال خود قرار داده، که آن با تعابیر گوناگون برای اکثریت مردم قابل فهم است؛ 4. در این برهان از وجود معلول و وابستگی آن، وجود علت که در نهایت خداست، استفاده شده، یعنی سیر عقلانی از معلول به علت، که محور روش استدلالی این برهان است بسیار مناسبتر از سیر از علت به معلول است؛ 5. عدم وابستگی این برهان به براهین دیگر، در حالی که برخی از آنها، چون برهان نظم، حرکت، و حدوث صرفاً با پذیرش برخی از مقدمات این برهان قابل استفاده هستند؛ 6. استفاده از حداقل اصول، چون پذیرش واقعیت و اصل علیت برای اثبات خدا و یگانگی او در این برهان؛ 7. مطابقت محتوا و مفاد این برهان، یعنی وابستگی و نیازمندی موجودات در این جهان و حاکمیت اصل علیت با واقعیتهای خارجی در تحلیل عقلانی. در این مقاله ضمن نگاهی کوتاه به اهمیت برخی تقریرهای برهان در سنت فلسفی غرب و اسلام، تلاش میشود ویژگیهای عقلانی آن در موارد مذکور بررسی و تحلیل شوند
حل مشکل گناه ذاتی بر مبنای دو اصل «ایمان» و «لطف» در نظام فکری آگوستین
صفحه 87-104
زهرا محمودکلایه، رضا اکبریان، محمد سعیدی مهر، رضا اکبری
چکیده یکی از اساسیترین مسائل آگوستین در طول حیات فکریاش، یافتن پاسخ این مسئله است که چه چیز وصول بشر به حکمت حقیقی و سعادت را این چنین دشوار و در مواردی غیر ممکن ساخته است. پاسخ وی را میتوان در یک کلمه خلاصه کرد: «گناه». به همین جهت او درصدد برمیآید تا با ارائة دو اصل بنیاد، ایمان و لطف، مشکل گناه را در بشر حل کند تا مسیر دستیابی به حقیقت را بر وی هموار سازد. اما باور او به «گناه ذاتی» که مبنایی برگرفته از متن مسیحیت است، وی را در حل این مشکل با دشواریهایی مواجه میسازد. به اعتقاد آگوستین دو اصل ایمان و لطف در ارتباط با ارادة انسان معنا پیدا میکنند؛ این اراده، مطابق مبنای گناه ذاتی، ارادهای در گناه تلقی میشود و بنابراین بیش از آنکه بشر را به سمت خیر سوق دهد او را به سوی انتخاب شر میکشاند. بر این اساس بهنظر میرسد کسب فیضِ ایمان یا لطف از سوی چنین موجودی تا حد زیادی غیر محتمل خواهد بود؛ همین مطلب موجب ابهاماتی در دیدگاه آگوستین در این زمینه شده است. پژوهش حاضر بر اساس روش توصیفی- تحلیلی با تکیه بر تحلیل منطقی به بررسی این مطلب پرداخته است
بررسی معنای دین بر اساس «درآمد» درسگفتارهای فلسفة دین هگل
صفحه 105-117
علی مرادخانی، پریزاد سینایی
چکیده هگل نخستین فیلسوفی بود که در درسهایش در برلین مباحثی ذیل عنوان فلسفة دین مطرح کرد. دریافت او از دین علاوه بر فهم متعارف، از فهم همعصرانش نیز متفاوت بود. هگل بر خلاف تلقی روزگارش نه دین را از حوزة شناخت بیرون گذاشت و نه آن را به احساس فروکاست. او با نگاه تاریخی خود ادیان را در سیر تاریخی آنها دید و با اصول دیالکتیکی خویش به درک تازهای از دین راه یافت. حاصل این درک نشاندن دوبارة دین در حوزة شناخت نظری شد. مقالة حاضر درصدد است ساز و کار درک هگل از دین را، بر اساس «درآمد» درسگفتارهای فلسفة دین، بسان یکی از حوزههای شناخت نظری در معنای مد نظر او نشان دهد
دو راهکار تولید علم دینی بر مبنای آرای دکتر سروش
صفحه 119-133
سید محمدتقی موحد ابطحی
چکیده دیدگاههای مختلفی در موافقت و مخالفت با علم دینی در کشور وجود دارد، و تا به حال تلاش چندانی برای همگرایی این دیدگاهها صورت نگرفته است. هدف پژوهش حاضر این است که بر مبنای آرای دکتر سروش، که در ایران به مخالف علم دینی مشهور است، راهکارهایی برای تولید علم دینی ارائه کند. در این مقاله دو راهکار برای تولید علم دینی به تناسب دو تلقی دکتر سروش از علم دینی، یعنی تلقی ضعیف (علم برگرفته از متون دینی) و قوی (علم هماهنگ با متون دینی) ارائه خواهد شد
