امضای عصبی تجربه دینی و مسئله تقلیل‌گرایی در الهیات

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد فلسفه دین دانشگاه اصفهان

2 استادیار دانشکده الهیات و معارف اهل البیت ع دانشگاه اصفهان

چکیده
پژوهش‌های دو دهه اخیر در علوم عصب‌شناختی نشان داده‌اند که تجربه‌های دینی با الگوهای نسبتاً پایدار و قابل تکرار فعالیت مغزی همراهند که از آن‌ها با عنوان «امضای عصبی تجربه دینی» یاد می‌شود. مقصود از این مفهوم، نه شناسایی یک ناحیه خاص در مغز، بلکه توصیف الگوهای شبکه‌ای و توزیع‌شده‌ای از تعامل میان سامانه‌های عصبی مرتبط با خودآگاهی، توجه، هیجان و معناست که در هم‌زمانی با گزارش‌های اول‌شخص از تجربه دینی مشاهده می‌شوند. تفسیر این امضا، با مسئله بنیادین تقلیل‌گرایی مواجه است؛ زیرا همبستگی عصبی تجربه دینی می‌تواند به‌سادگی به فروکاست وجودشناختی آن تعبیر شود.

هدف این مقاله ارائه تحلیلی نظری از مفهوم امضای عصبی تجربه دینی و بررسی امکان تفسیر غیرتقلیل‌گرایانه آن است. مقاله با رویکردی نظری–تحلیلی، ابتدا ادبیات عصب‌شناختی معاصر را مرور کرده و سپس دو رویکرد شاخص در تبیین این امضا—یکی مبتنی بر بازسازمان‌دهی شبکه‌های خودآگاهی و دیگری مبتنی بر تمایز سطوح تبیین—را به‌صورت تطبیقی تحلیل می‌کند. در ادامه، با نشان‌دادن کاستی‌های هر دو رویکرد، مدلی مفهومی بر پایه سه اصل پیشنهاد می‌شود. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که امضای عصبی تجربه دینی را می‌توان به‌عنوان بعد زیستی یک پدیده چندسطحی فهمید که تحقق آن مستلزم فعالیت شبکه‌های مغزی است، اما تبیین کامل آن بدون ارجاع به سطوح پدیدارشناختی و معناشناختی ممکن نیست. بر این اساس، شناسایی امضای عصبی نه به نفی اعتبار تجربه دینی می‌انجامد و نه به اثبات آن، بلکه چارچوبی برای گفت‌وگویی سازنده میان علوم اعصاب و الهیات فراهم می‌آورد.

کلیدواژه‌ها


Carhart-Harris, R. L.; Leech, R.; Hellyer, P. J.; Shanahan, M.; Feilding, A.; Tagliazucchi, E.; & Nutt, D. J. (2014). “The Entropic Brain: A Theory of Conscious States Informed by Neuroimaging Research with Psychedelic Drugs”, Frontiers in Human Neuroscience, 8: 20. DOI: 10.3389/fnhum.2014.00020
Geschwind, N. (1983). “Interictal Behavioral Changes in Epilepsy”, Epilepsia, 24(S1), S23–S30.
Griffiths, R. R.; Johnson, M. W.; Richards, W. A.; Richards, B. D.; McCann, U.; & Jesse, R. (2011). “Psilocybin Occasioned Mystical-type Experiences: Immediate and Persisting Dose-related Effects”, Psychopharmacology, 218(4), 649–665.
Griffiths, R. R.; Richards, W. A.; McCann, U.; & Jesse, R. (2006). “Psilocybin can Occasion Mystical-type Experiences having Substantial and Sustained Personal Meaning and Spiritual Significance”, Psychopharmacology, 187(3), 268–283.
MacLean, K. A.; Johnson, M. W.; & Griffiths, R. R. (2011). “Mystical Experiences Occasioned by the Hallucinogen Psilocybin Lead to Increases in the Personality Domain of Openness”, Journal of Psychopharmacology, 25(11), 1453–1461.
McNamara, P. (2009). The Neuroscience of Religious Experience, Cambridge: Cambridge University Press.
McNamara, P. (2016). Religion, Neuroscience, and the Evolutionary Origins of Belief, Cambridge: Cambridge University Press.
McNamara, P. (2022). The Cognitive Neuroscience of Religious Experience: Decentering the Self, Cambrridge: Cambridge University Press.
Newberg, A. B. (2010). Principles of Neurotheology, London: Ashgate Publishing.
Newberg, A. B.; & d’Aquili, E. G. (2001). Why God won’t go away: Brain Science and the Biology of Belief, New York: Ballantine Books.
Newberg, A. B.; & Waldman, M. R. (2009). How God Changes your Brain, New York: Ballantine Books.
Persinger, M. A. (1987). Neuropsychological Bases of God Beliefs, London: Bloomsbury Academic.
Schjødt, U.; Stødkilde-Jørgensen, H.; Geertz, A. W.; & Roepstorff, A. (2009). “Highly Religious Participants Recruit Areas of Social Cognition in Personal Prayer”, Social Cognitive and Affective Neuroscience, 4(2), 199–207.