بررسی تحلیلی تئودیسه ایرنائوسی و نقد آن از منظر کلام امامیه
صفحه 1-27
https://doi.org/10.22034/philor.2024.2015400.1458
عبدالله حسینی اسکندیان، قربانعلی کریم زاده قراملکی، عباس عباس زاده
چکیده مسئله شر سبب گشته تا متألهان در آثار خود بحثهای جامع و عمیقی دراینباره داشتهباشند و به دفاع از خداباوری بپردازند. ایرنائوس قدیس که نقش بسزایی در تبیین و گسترش آموزههای مسیحی داشته، در تئودیسه خود سعی نمودهاست تا با مطرحکردن ایده "پرورش روح" به حل مسئله شر بپردازد. از منظر ایرنائوس، اگر شری در جهان آفرینش تحقق مییابد؛ همان گناه است و این یک امر سرشتی در ذات بشر است که حضرت آدم در ابتدا به آن دچارشد و با سوءاستفاده از اراده و اختیارخود از فرمان الهی سرپیچی کرد و این میل به گناه هماکنون نیز در میان نسل بشر جاری و ساری است. در این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد انتقادی سعی بر این است تا به ابتدا به بررسی و تحلیل تئودیسه ایرنائوسی و سپس نقد آن از منظر کلام امامیه پرداختهشود. با وجود هّمی که ایرنائوس قدیس در حل مشکل شرور داشته، اما تئودیسه وی با چالشها و بنبستهایی همچون "نسبیگرایی"، "شر گزاف"، "فاصله معرفتی" و ... مواجه است که از باورپذیری و حقانیت آن میکاهد.
واکاوی ریشههای اگزیستانسیالیستی انسانشناسی دینی شریعتی
صفحه 29-58
https://doi.org/10.22034/philor.2024.2020278.1466
محمد نژادایران
چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی و تحلیل دیدگاههای انسانشناختی شریعتی و نحوه مواجهه وی با آموزههای اگزیستانسیالیستی به مفهوم آزادی و مسئولیت است. شریعتی با بکارگیری نظریه انسانشناسی سارتر و تاکید برنقش اراده و آزادی به عنوان عامل تعیینکننده در رهایی انسان از چهار زندان طبیعت، جامعه، تاریخ و خویشتن، پروژه فکری خود را صورتبندی کرد. مسئله اصلی این است که نحوه مواجهه شریعتی با انگارههای انسانشناختی اگزیستانسیالیسم سارتر به چه شکل بوده است و مهمترین دستاورد این مواجهه در اندیشه و تفکر وی چیست؟ این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی- تاریخی میخواهد ضمن تحلیل شاخصههای اصلی دیدگاههای انسانشناختی شریعتی و اشتراکات آن با انسانشناسی اگزیستانسیالیستی، به بررسی تمایزات اصلی و عمده آن بپردازد. یافتههای این پژوهش نشانگر آن است که شریعتی با الهام از رویکرد رادیکال سارتر به مفهوم مسئولیت فردی، اجتماعی و تاریخی انسان در یک چارچوب مدرن و انسانگرایانه میپردازد اما تلاش میکند تا با استفاده از جوهره الهی وجود انسان در دام پوچی رایج درتحلیلهای اگزیستانسیالیستها اسیر نشود. وی سعی دارد تا ضمن بکارگیری ظرفیتهای آموزههای سارتر نوعی انسانشناسی اگزیستانسیالیستی مدرن و خداباورانه را در برابر آموزههای ماتریالیستی رایج با اتکا بر مفهوم آزادی و مسئولیت ترسیم کند.
بهجت وسعادت در نزد ابن سینا
صفحه 59-79
https://doi.org/10.22034/philor.2024.1990938.1423
محمد آهوپای، هادی وکیلی، فضل الله خالقیان
چکیده مقاله حاضر تحقیقی پیرامون بهجت و سعادت در نزد ابن سینا، فیلسوف بزرگ مشائی است. مسئله اصلی در نوشتار حاضر این است که علاوه بر تبیین مبانی و نتایج فلسفه ابن سینا در باب این دو موضوع مهم ، بتوان الگوئی برای به دست دادن نظریه شادمانی در فلسفه اسلامی را رقم زد. نگارنده برآن است که فلسفه اسلامی به طور عام و فلسفه ابن سینا به طور خاص حاوی عناصر بسیار ارزنده ای برای ترسیم الگوی فوق است، و امید دارد که رهاورد نوشتار حاضر گامی مثبت در این زمینه تلقی شود. در این مقاله بر اساس شیوه کتابخانه ای و روش تحلیلی – توصیفی مهمترین آثار ابن سینا را مورد کاوش قرار داده ایم تأکید بر جایگاه بلند عالم معقول و ارزش والای لذائذ عقلی و بهجت معنوی که پایه گذار سعادت حقیقی است از جمله دستاوردهای مقاله حاضر است.
زیارت از منظر علوم شناختی؛ همگرایی نگرههای تکاملی، عصبشناختی و فضامندی
صفحه 81-103
مهرناز باشیزاده مقدم، سیدشهابالدین عودی، میثم فصیحی رامندی
چکیده تجربۀ معنوی زیارت، غالباً در پیوندی گریزناپذیر با مؤلفههای بیرونی و درونی است که گرانیگاه آن باورهای زائر است. این پژوهش به روش توصیفی ـ تحلیلی و با مطالعۀ کتابخانهای درصدد بازیابی هستۀ شناختیِ مشترکِ تجربۀ معنوی زیارت از سه منظر تکاملی، عصبشناختی و فضامندی ناظر به سهگانۀ مزور، زائر و مزار است. براساس دیدگاه تکاملی، میل به جاودانگی و روحباوری در کنار قوه ذهنمندانگاری، زمینه شکلگیری زیارت و ارتباط با هویتی فرامادی مانند خدای شخصوار و ارواح درگذشتگان به ویژه انسانهای مقدس را فراهم میآورد. یافتههای عصبشناختی نیز نشان میدهند، تجربۀ معنوی زیارت نه تنها به لحاظ هیجانی بلکه به لحاظ شناختی تغییراتی در دستگاه عصبی زائر ایجاد میکند. این تغییرات هم در دستگاه عصبی خودمختار و هم در دستگاه عصبی مرکزی، قابل پیجویی است. چنانکه وقتی فرد بصورت خودراهبر درگیر مناسک زیارت میشود، نه تنها «تغییر در حالت آگاهی» او رخ میدهد بلکه بیش از هر چیز فرد «احساس حضور» را تجربه میکند. در نگرۀ فضامندی، زیارتْ مناسکی است بدنمند که توسط گروهی از افراد اجرا شده و طی آن مکانی خنثی تبدیل به فضایی مقدس میگردد.
تحلیل مصداق های شرور و نسبت آنها با خداوند
صفحه 105-129
حمیدرضا آیت اللهی
چکیده مساله ناسازگاری واقعیت شرور و صفات خداوند در قالب قیاسی بیان شده است که صغرای آن «شروری در جهان وجود دارد» است. در این مقاله در نظر است تحلیل شود چه اموری را واقعا می توان شر نامید. نشان داده خواهد شد برخی تحلیلها همانند نسبی بودن شرور، فوائد شرور، عدمی بودن شرور بسیاری از مصداقهای شرور را زیر سوال می برد و در نتیجه امکان دارد هر چیزی را که شر می نامیم در نسبتهایش با کل عالم، دیگر شر به حساب نیاید. سپس نشان خواهیم داد که آنچه می توان واقعا مصداق شر نامید یا «ناملایمات» و یا «کمبودهایی» است که هر شخص (فارغ از نسبتش با کل عالم) با آن مواجه می شود. سپس استدلال خواهد شد که ناملایمات لازمه ذاتی عالمی است که تغییر ویژگی ذاتی آن است. کمبودها هم لازمه ذاتی این عالم مادی است که تکثر ویژگی ذاتی آن است. در نتیجه حذف «ناملایمات» و «کمبودها» از این جهان و برای هر فرد، مستلزم تناقض خواهد بود که نمی توان آن را به قدرت مطلق خداوند نسبت داد.
مزایا و نواقص تئودیسه اعتراض با تأکید بر دیدگاه یوهان باپتیست متس
صفحه 131-159
نوروز علی روحانی نژاد
چکیده چکیده
تئودیسه اعتراض در مقابل پاسخهای نظری مسأله شرّ و رنج، بخصوص پاسخهای که رنجدیدگان را به صبر و تسلیم در برابر رنجها دعوت نموده و وعده پاداش اخروی را به آنها میدهند، مطرح است. برخی از اندیشمندان مانند دیوید بلومنتال؛ جان راث؛ نوید کرمانی و آنسون لیتنر به بررسی آن پرداختهاند که در یک نگاه کلّی میتوان دو گونه رویکرد و تفسیر را از این نوع تئودیسه برداشت نمود. یکی "اعتراض ملحدانه" که مدعیان این گونه نگاه نهایتا از بیایمانی به خداوند سر در میآورند؛ دیگر "اعتراض مؤمنانه" مدعیان این نوع نگاه در کنار شکایت و اعتراض از عدم کفایت لطف و محبت خدا، ایمان و وفاداری به خداوند را نیز گریزناپذیر میدانند. مِتس را میتوان در این دسته قرار داد، او تصویری نظاممند از عدالت، خیرخواهی و قدرت مطلقه خداوند ارائه نداده و معتقد است که دین دارای ظرفیتهای جهت اعتراض علیه بیعدالتی و رفع رنج قرار داده است. تئودیسه اعتراض در کنار مزایا، تعارضهای جدی با آمـوزههـای بنیادین ادیان ابراهیمی داشته که پذیرش آن را دشوار میسازد. خواننده با نگاه به نظریات متس و مانور دادن او روی مسأله هولوکاست و کشیدن آن به بحث شرّ و اعتراض، متوجه میشود که وی بهدنبال بهرهبرداری صهیونیستی از این ماجرا بوده است.
جهان معنا به روایت ملاصدرا در پرتو دور وجود و شناخت
صفحه 161-194
رضا مصداقی بهاری، عبدالله صلواتی، تاجبخش فناییان، علیرضا دارابی
چکیده در نگاه نخست به نظر میرسد جهان بیرونی فارغ از لایههای بطونی در ما پدیدار میشود و نظامی ثابت، اشیا و از جمله خود ما را احاطه کرده است. اما در فلسفة ملاصدرا میتوان به روایت دیگری دست یافت، روایتی که اظهار میدارد حقایق عینی بیرون از ما، حقایقی تو در تو و از دو جهان موازیِ آدم و عالم است که در آن، بسته به اینکه نفس ناطقه در هر مرتبتی از وجود با لایههای متفاوتی از هستی گره خورده است. بدینواسطه شناحت معنای کامل عوالم آشکار و پنهان محل تردید است. لذا پرسش اساسی این جُستارعبارت از اینست که: چگونه در پرتو دور وجود و شناخت میتوان به جهان معنا دست یافت؟ بنابراین با تحلیل حرکتِ دایره وارِ استعلاییِ وجود و شناخت، دستاوردهای این پژوهش به این قرار خواهد بود: یکم. اینکه در تکامل وجودی فهم بالاتری از هستی رقم خواهد خورد و دستیابی به فهم و شناخت بالاتر، مقدمات تحول وجودی را فراهم میکند؛ دوم. تحول وجودی در پرتو شناخت، و دستیابی به شناخت بالاتر در فراروی وجودی این امکان را برای آدمی فراهم میکند تا اولاً: هستی را در نماهای بیشتری رصد کند و ثانیاً: لایههای درونیتر وجود را عمیقاً فهم کند و ثالثاً: شرح و تفسیر نوین و عمیقی از هستی به دست آید و رابعاً: تفسیر نوین از هستی ما را به جهانی متفاوت از معنا و با هویتی مقدس رهنمون میکند.
منتظران و مسألهها؛ در انتظارِ موعود
صفحه 195-230
مصطفی صالحی ساروکلایی، سیّد علیرضا ابطحی، فیضاله بوشاسب گوشه
چکیده وضعیتِ تاریخیِ انتظارِ مؤمنان برایِ آمدنِ موعود، عموماً بدونِ مسأله مفروض گرفته میشود. بدینمعنا که وضعیتی درنظر گرفته میشود که آغازگاهِ آن، نسبتی با وضعیتِ دیگری ندارد. که خودِ این موضوع نیز بهخاطرِ این است که وضعیتِ تاریخیِ انتظار، بدونِ نقشآفرینیِ منتظران موردِ بررسی قرار میگیرد. در این پژوهش امّا با درنظر گرفتنِ نوعِ نگاه منتظران در مواجههِ با وضعیتها، هدفِ خود را در بازشناختِ وضعیتهایی ترسیم کردیم که در نسبتِ با آنها، منتظران واردِ وضعیتِ انتظارِ موعود شدند. و کوشش کردیم به این پرسش پاسخ دهیم که منتظران برایِ حلّ چه مسألههایی، منتظرِ موعود شدند. پاسخِ این پرسش را سعی کردیم با طرحِ «تشخّصِ انتظار با منتظران است و مسألهشدناش هم، برایِ آنهاست» دریابیم. لذا با استفاده از منابعِ دینیِ مرتبط، به توصیفِ وضعیتها از نگاهِ منتظران پرداختیم. و با بهرهگیری از برخی منابعِ نظری، سعی کردیم طرحِ مذکور را پیاده سازیم. در نتیجهگیری هم نشان دادیم، انتظارِ موعود وضعیتی است که در لحظۀ تاریخیِ وعدۀ ادیان، به وضعیتِ انتظارِ پیشینِ خود، پیوند خورد.
دفاع شرطبندی از دعا؛ آیا دعا یک شرطبندی عقلانی است؟
صفحه 231-259
حمیده مختاری
چکیده آیا دعا کردن، در شرایط عدم اطمینان از استجابت دعا، عملی معقول است؟ برای پاسخ به این پرسش آیا با الهام از شرطبندی پاسکال میتوان دفاعی شرطبندی بر دعا ارائه کرد، آنچنان که دعا کردن تصمیمی موجه تلقی شود؟ محور مقاله بررسی معقولیت دعا در شرایط عدم قطعیت استجابت است. به این منظور دو نسخۀ استدلال دفاع شرطبندی از دعا ارائه شده است. در استدلال اول نشان داده میشود، حتی اگر احتمال اجابت دعا کم باشد، با توجه به پاداش بزرگ در صورت اجابت دعا، این انتخاب از نظر سود بهترین است، بنابراین، موجه است، دعا کنیم و آن را بهعنوان بهترین انتخاب در شرایط عدم اطمینان برگزینیم. در استدلال دوم با گسترش معنای استجابت دعا، از معقولیت دعا دفاع قویتری ارائه میشود. در این نسخه، دعا همواره اجابت میشود، هرچند پاسخ ممکن است مطابق خواسته دعاکننده نباشد. این دیدگاه بر این اساس استوار است که خداوند براساس مصلحت و دلایل خود، همواره بهترین پاسخ ممکن را ارائه میدهد. همچنین نشان داده میشود که هر دو استدلال شرطبندی بر دعا کردن نه تنها عملی سودمند و معقول در مواجهه با عدم قطعیتاند، بلکه بستری برای تعمیق رابطه با خداوند فراهم میآورند. در بخش پایانی به بیان چالش شرطبندی بر دعا و ایمان پرداخته شده است. چالش ایمان در دعا زمانی رخ میدهد که نتیجۀ دعا مطابق خواستۀ دعاکننده نباشد. عدم استجابت میتواند با ضرر بالای از دست رفتن ایمان همراه شود و معقولیت دفاع شرطبندی دعا را زیر سوال ببرد. نشان داده شده گرچه ممکن است با عدم استجابت، ایمان تضعیف شود، ولی ملاحظاتی وجود دارد که میتواند در نهایت کفه را به نفع دعا کردن سنگین کند، آنچنان که دعا کردن، حتی در صورت عدم استجابت، معقول است.
خوانش مقدس از تکامل طبیعت: تحلیل نظریه تیار دشاردن
صفحه 261-282
سعید امامی نسب، رسول رسولی پور، محمد سعیدی مهر
چکیده رابطه بین تقدس طبیعت و مساله تکامل از چالشهای مهم فلسفه دین معاصر محسوب میشود. برخی فیلسوفان معتقدند که تکامل میتواند بدون نیاز به خالق، فرایند حرکتی طبیعت را تبیین کند. اما تیار دشاردن، الهیدان یسوعی فرانسوی، با وجود پذیرش علم و نظریه تکامل، دیدگاهی ارائه میدهد که همزمان تقدس و هدفمندی طبیعت را نیز شامل میشود. او معتقد است که تکامل نه تنها یک فرایند بیولوژیکی، بلکه یک فرایند معنوی است که به سوی غایتی متعالی حرکت میکند و این غایت، حضور خدا را ضروری میسازد. در این مقاله به روش تحلیلی خوانش دشاردن از طبیعت متکامل مقدس مورد بررسی قرار میگیرد. دشاردن ابتدا از خوانش سنتی مسیحیت فاصله گرفته و سپس با ارائه یک بازتعریف از مسیحیت، رابطه آن با علم مدرن را تبیین میکند. او با معرفی مفهوم "نواسفر"، نهایت مسیر تکامل را به سوی یک آگاهی جهانی و مقدس ترسیم میکند. چارچوب نظری او تکامل را همزمان با حفظ تقدس و معنویت طبیعت پذیرفتنی میسازد.
